شعری از اقای غلامعلی عبدللهی اهل دراباد
انادلیسی
آنا كاش باشوا ديوانه كيمين من دولانيدوم
زلفوي بير بير اؤپوب شانه كيمين من دولانيدوم
گئجه لر سن شمع اولاندا شمه پروانه اوليدوم
يانديريدون مني پروانه كيمين من دولانيدوم
ايستمز هچ آنا يانسين بالا پروانه تكين
يانماسيدوم اوتا بيگانه كيمين من دولانيدوم
سن چالاندا منه لاي لاي سئسوه قربان اوليدوم
سوت ورن وقتيده مستانه كمين من دولانيدوم
آيريليق دان دانيشاندا گولاقيم كاش كر اوليدي
بوجوره سوزلر افسانه كمين من دولانيدوم
دولدورور دون سوئي كوثر سوئي تك كوزه لره
ياداكي مي كيمي ميخانه كيمين من دولانيدوم
بيلمه ديم باده ميش ياغلي بولاغ نو بولاغي
ساقي دن باده آلوب باديه پيمانه كمين من دولانيدوم
هرگورنده سني مين دفعه قلوب سجده شكر
ائليدوم اوي مسجد يادا بتخانه كمين من دولانيدوم
ايستئوردون غلام انسان اولا انسانلار ايچينده
گوره سن دهريده مردانه كمين من دولانيدوم
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 20:26 توسط ایوب رحیمی دراباد
|

منیم انام
بینامی قویوبدور عشقیله آنام
اؤیرهدیب ائلیمین دردینه یانام
اولاری عزّتیم شرفیم سانام
اولدوزلارایچینده ایل اولدوزویام
افتخاریم بودور دره وار اوغلیام

+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 19:30 توسط ایوب رحیمی دراباد
|

وطنیم
کؤنلومون سئوگیلی محبوبو منیم،
وطنیمدیر، وطنیمدیر، وطنیم
وطنیم وئردی منه نان و نمک،
وطنی، منجه اونوتماق نه دئمک؟!
وطن - اجدادیمیزین مدفنی دیر.
وطن - اؤولادیمیزین مسکنی دیر.
وطنین سئومه ین اینسان اولماز.
اولسادا، او شخصده ویجدان اولماز.

+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 19:6 توسط ایوب رحیمی دراباد
|

تبریک سال 88
لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال
با سبزه و تنگ ماهی و آب زلال
بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا
مانند نسیم می پرم ،بی پرو بال
سال نو بر همه ایرانیان وطن پرست ودوستان وبر تمامی درابادیهای عزیز مبارک باد
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 9:12 توسط ایوب رحیمی دراباد
|

ایرانیها مردمان شادی نیستند ؟!
خيلي وقته از خودم سوال ميكنم چرا مردم ما زياد شاد نيستن؟ چرا ما براي جشن تولد يا سالگرد ازدواجمون يا از اين دست روزها فقط يك روز رو شاد باشيم اما براي مرگ چندين روز سوگوار؟ چرا ما در كشور چندان فرهنگ شادي جمعي نداريم و همواره به اين موضوع به چشم ديگري نگاه ميكنيم؟ دليل اصلي اين نوشتار هم مقالهاي بود كه جايي خوندم با عنوان اينكه « ايرانيها مردمان شادي نيستند». كمي بهم برخورد كه چرا بايد كسي كل ايرانيها را به يك باره به چنين چيزي كه به نظرم مذموم است متهم كنه. وقتي ميگن اولين معجزه زرتشت خنديدن در بدو تولد بوده و پارسيان قديم شادي رو آفريده خدا ميدونستن و از منظر ديني هم پیامبر(ص) و ائمه در احاديث و روايتهاي مختلف بر متبسم بودن مومن تاكيد كردن و شاد كردن ديگران رو هم به نوعي يك عبادت ميدونستن؛ چرا بايد شاد نباشم؟ گواه اين موضوع رو هر روز صبح كه از خونه ميايم بيرون به وضوح ميتونيم ببينيم. درصد افرادي كه رو لبشون خنده هست در مقابل كساني كه گرفته و اخمو هستن خيلي كمه. شايد براي همين وقتي يك فرد متبسم رو ميبينيم ميگيم چه آدمه خوشرويي بود، يعني ميخوام بگم شده كمي تعجبآور. البته در اين زمينه همه چيز دست به دست هم داده تا كمتر شاد باشيم. تلويزيون رو كه روشن ميكنيد اساسا مولفههايش براي شادي خيلي كمتر از مولفههايش براي غم است. نوع فرهنگ جامعه پوشيدن لباسهاي با رنگ شاد رو نميپسنده. همين فرهنگ نگاهش به افراد شاد چندان مثبت نيست. در فضاي شهري هم جايي براي شادي كردن و تخليه اين پتانسيل وجود نداره و بدتر از همه هيچ مسوولي هم اين مساله رو اولويتدار نميدونه تا بخواد براش فكري بكنه. با اين روند كه سريع و شتابان هم به سمتش حركت ميكنيم تا چند سال آينده بايد خيلي افسردهتر از اين كه هستيم، باشيم.

يادمون نره كه دنياي بيغم، خشم، جنگ و سرشار از مهربوني و شادي آرزويي است كه ريشه در خلقت آدما داره. شادي گرهگشاي خيلي از رنجهاست كه امروزه براي ما شده يه غريبه. در نهايت هم اينكه هيچ روانشناس، جامعهشناس و دين و مذهبي با شادي و نشاط مخالف نيست، پس بهتره آقايان مسوول اين مساله و برنامهريزي براي اون رو فراموش نكنن و خودشون خواسته يا ناخواسته درصدد از بين بردن ابراز شادماني مردم نباشن.
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 23:14 توسط ایوب رحیمی دراباد
|

|